بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

368

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

دوا را پنج روز فروگذارند و باز سه روز مىكنند و پنج روز مهلت مىدهند چند نوبت چنين مىكنند نافع بود و بروغن مداومت خوردن فادزهر حيوانى در شربتى مقوى بسى نفع بخشد و بعد از قوت گرفتن بدن فى الجمله ازين تدبيرات و عدا قبول كردن تن دواهاى قوىتر بر بالاى طعام خوردن چون دواء المشك و ترياكى بزرگ و اشباه ان بغايت مفيد بود و اگر ما بقى باشد در معده چيزهاى كه دباغت آن كند چون اطريقلات و پرورده هليله و امثال آن بايد دادن و اگر قى زود مىافتد و نمىگذارد كه طبيعت در ان تصرف نمايد از مسكنات قى آنچه مناسب بود بيش از طعام و متعاقب آن بايد خوردن و از جماع استفراغات و تعبها و هرچه خشكى فزايد دور بايد بودن و آب سرد خالص مضرت كلى كند و البته آب مدبر بدواى مناسب و كم سردى بايد استعمال نمودن و شراب بعد از طعام خوردن اكثر اوقات مقئى بود از ان و همچنين دعت و آسايش معتدل و شورباهاى مذكور به شرطى كه نمك و نخود آب كم كرده باشند و امّا طريق حكماى هند آنست كه غذاهاى متين معتاد و خوش طعم و مقوى معده فى الجمله دهند سود دهد و از پى آن دواى قوى سمى كه ضد سودا و مقوى معده باشد و در ان قوت نافذه بود كه در جرم معده و عروق درآيد و قوت مسهله داشته باشد كه ماده سبب مقدم مرض را براند و بيرون فرستد و قوت محركه حرارت غريزى و اجزاى دافعه و مصلحه عضو داشته باشد كه بدانها تقويت اعضا و ارواح كند و با تحت سطوح معده و عروق و امعا نمايد چون كورا چوبى برى كسبى مقوى برس و صبيال و مهارس مقوى بقليلى ازهر مدبر و حلواى بلادرى و اشباه اينها از هرچه تحليل و يبس آرد منع كند و همچنين از مرخيات و مبردات معده و از چيزهاى تيز و شور و پرآب و از چيزهاى نفوذكننده و محرك بىتقويت و شبيه آن چون خمر در هرات جوانى ترك مىخوار و ملازم حكام را كه در سن بيست و هشت دو بود ضعف معده پيدا شده بود از حركت در گرما و آب سرد خوردن و آخر الامر بدان منجر شد بعد ساعتى قى كردى و اندك غذا يافتى و پيوسته اندك‌اندك گداختى و در قرب سال چنان گذاشته بود كه دندانهاى او را از بيرون پوست لب بتوانستى شمردن و ضعفش بدان مرتبه بود كه از پهلو بديگر پهلوى مددى نتوانستى كشتن و سخن درشت و بلند نتوانستى گفتن و خوابش نيامدى جمله اطبا بدق شيخوخة در مرتبه ثالثه تشخيص نمودند و بر قوت او تا تنقيه را حكم كردند همه از علاج او استنكاف نمودند نزد بادشاه وقت باتفاق قرار دادند كه ممكن العلاج نيست بعد از ان حضرت مد ظله العالى فرمودند تا حاضر ساختند